اگر دین برای پیشرفت جوامع انسانی و کمال بشریت است، به ویژه دین اسلام که ما آن را دین کامل و پیشرفته می دانیم، پس چرا کشورهایاسلامی عقب مانده اند و برعکس کشورهای توسعه یافته و جهان اول، همه غیردینی و سکولار هستند؟
رضا میرزایی/علوم تربیتی
نخست باید به این پرسش جواب دهیم که آیا اصلاً دین می تواند مانع از پیشرفت شود یا نه؟ در این جا لازم است میان دین اصیل و ناب و خالص که از طرفخداوند به عنوان برنامه ای کامل برای زندگی بشر آمده است، با عقاید موهوم و خرافات که ساخته دست بشری بوده و به عنوان دین معرفی می گردیده ـ مانندعقاید موهوم ارباب کلیسا درباره خداوند و تعالیم آن ها درباره عل و نحوه زندگی مردم ـ تفکیک قائل شد؛ زیرا نفس دین که در جهت رشد و تعالی و تکامل وپیشرفت بشر در ابعاد مختلف زندگی باشد و بر علم، دانش، کار و تلاش نیز توصیه و تأکید دارد؛ هرگز نمی تواند عامل عقب ماندگی و انحطاط باشد. شواهد و دلایلبسیاری را می توان برای اثبات این موضوع اقامه کرد که بعضی از آن ها عبارت است از:
1. پیشینه تمدن مسلمانان در طی قرون متمادی و صدور آن به کشورهای دیگر، از جمله کشورهای اروپایی، نشان می دهد نه تنها دین موجب عقب ماندگینمی شود؛ بلکه اعتقاد به دین در کنار عمل به آن سبب درجات بالایی از پیشرفت و رشد می گردد.
2. تنها مسلمانان و کشورهای اسلامی نیستند که به این گرفتاری مبتلایند؛ بلکه کشورهای غیر اسلامی و غیر دینی و سکولار بسیاری نیز به دلایلی، از جملهسلطه استعمار، در فقر مطلق یا نسبی باقی مانده اند.
3. در کشورهای پیشرفته نیز به رغم در اختیار داشتن منابع فراوان و دسترسی به ارقام بالایی از رشد اقتصادی، رفاه همگانی تحقق نیافته است و به طور معمولگروه خاصی از ره آورد توسعه بهره می گیرند و عده زیادی در فقر زندگی می کنند.
4. به رغم رشد و ترقی تمدن غرب در بعضی از زمینه ها، از دیگر سو انحطاطات و بحران های جدی دیگری در کنار آن پدید آمد که بشریت را در ورطه خطرناکیقرار داده و فریاد متفکران را بلند کرده است.
5. بسیاری از دانشمندان غربی و پدیدآورندگان تمدن جدید غرب نیز دین گرایند؛ هرچند تمدن نوین بر پایه دین گرایی بنیان نهاده نشده است.
علل عقب ماندگی
پس مشخص می شود که نه دین سبب عقب ماندگی است و نه پیشرفت غرب محصول دین گریزی است. بر عکس رگه هایی از دین گریزی که در اوان پیدایشتمدن نوین غرب رخ نمود، یکی از آسیب های جدی و نواقص تمدن غرب است که متفکران غربی به سرعت متوجه این خلأ گردیدند و کوشیدند که دین را هموارهزنده نگه دارند؛ البته مشکل اساسی جهان غرب این است که دین حاکم بر آن، از اصالت، جامعیت، وثاقت و خردپذیری کافی برخوردار نیست و راه یافتن تحریفدر آن مشکلات بسیاری را پدید آورده است.
اما در مورد این که چرا کشورهای اسلامی، به رغم برخورداری از دین مبین اسلام، عقب افتاده اند؛ باید گفت: این مسأله علل و ریشه های تاریخی مختلفی دارد وبررسی جامع و همه جانبه آن نیازمند تحقیقاتی ژرف و گسترده است که به اختصار به بعضی از آن ها اشاره می شود:
1. بی تردید اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمی گرفتند و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ می کردند، هم اکنون نیز می توانستند از هر نظر جلوتر ازغرب باشند. اگر به جای درگیری های بیهوده و اتلاف منابع خود، دست وحدت به یکدیگر بدهند و به ریسمان الاهی چنگ بزنند، اینک نیز می توانند قدرتیبزرگ با امکاناتی وسیع در سطح جهان باشند و با چند برنامه و استفاده از استعدادها، از نظر فناوری با دیگران به رقابت بپردازند.
2. آنچه موجب عقب ماندگی صنعتی و سیاسی مسلمانان گشته، فاصله گرفتن آنان از اسلام و برداشت های بدون دلیل از دین بوده است، برداشت غلط از زهد،دنیا، دعا و قدرت موجب عقب ماندگی شده؛ وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب، موجب پیشرفت شده است. بلی، باید اعتراف کرد که رواجاندیشه های صوفیانه و برخی انحرافات دیگر فکری که معلول التقاط است، نقش موءثری در جا ماندن مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است.
3. مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایت های دینی، مسیر رشد تعالی را پیمودند و بر اثر انحراف از دین و آلودگی به مفاسد، دنیا پرستی، سستی و کاهلی، بهانحطاط و عقب ماندگی گراییدند.
4. وجود نظام های سیاسی فاسد و استبدادی که به جای همت در جهت رشد و پیشرفت مسلمانان، فقط به فکر حفظ قدرت خویش و صرف هزینه های عمومیمسلمانان در جهت خوش گذرانی و... بودند. وجود این نظام ها و حاکمان فاسد خود ناشی از انحرافات سیاسی صدر اسلام و انحرافات اعتقادی و اجتماعی پس ازرحلت پیامبر عظیم الشأن بود. این نظام های سیاسی، در شخصیت و منش انسان ها و فرهنگ این جوامع نیز آثاری زیانبار داشتند.
5. هجوم بیگانگان و استعمارگران و تلاش آن ها برای عقب نگاه داشتن کشورهای جهان سوم برای استثمار منابع انسانی و طبیعی و تداوم سلطه غرب بر اینکشوره
6. سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری همچون، ناسیونالیسم، پان عربیس و به جای تکیه براصولگرایی و اتحاد بین الملل اسلامی
عوامل پیشرفت
باید دانست، کشورهای غربی هرگز بعد از کنار گذاشتن دین به این همه رشد و... دست نیافته اند؛ بلکه عوامل بسیاری می تواند موجب پیشرفت و رکود شود کهاساسی ترین آن ها تلاش و فعالیت در جهت شناختن سنن و قوانین حاکم بر جهان هستی و استفاده درست از امکانات و نعمت های خداوند است. علت پیشرفتغرب هرگز دین گریزی نبود. در آن جا خرافات در لباس دین آنان را به عقب ماندگی وامی داشت و پشت پا زدن به آن ها نقش مانع زدایی در جهت رشد و ترقی راایفا کرد. لذا پیشرفت علمی و صنعتی غرب مرهون عوامل بسیاری است که بررسی تمام موارد آن مجالی وسیع می طلبد؛ ولی مختصراً به برخی از آن ها اشارهمی شود:
1. آشنایی غربی ها با تمدن اسلامی و شرقی در طول جنگ های صلیبی و نیز مسافرت های جهانگردان(مانند مارکوپولو)
2. رنسانس فکری در اروپا(با توجه به مجموعه عواملی که این تحول فکری را ایجاد کرد) و مبارزه با خرافات و عقاید موهومی که در بین مردم آن دیار رایج بود.
3. کنار گذاشتن کلیسا از اداره امور جامعه و به وجود آوردن نهادهای جدید برای اداره آن
گفتنی است اروپا در قرون وسطی، در تاریکی جهل و خرافه ها غرق بود. ارباب کلیسا، تلقین بعضی از عقاید موهوم، به دانش اجازه رشد نمی دادند، در حالی که درهمان قرون دانشمندان اروپایی تحت تأثیر تمدن اسلامی قرار داشتند و خواهان تحول اروپا و نگرش جدید به علم و دانش بودند، ارباب کلیسا با تفتیش عقایدحتی اظهار نظر درباره پدیده های جهان را گمراهی تلقی می کردند، چنان که گالیله در همین رابطه محاکمه شد و صدها دانشمند به همین دلیل محکوم گردیدند.این وضعیت در حالی بود که مراکز علمی جهان اسلام در آن زمان، محل فراگیری دانش و ساخت ابزارهای دقیق(مانند ساعت و لوازم جراحی و...) بود. ده ها دانشپژوه اروپایی در این مراکز مشغول تحصیل بودند. تعالیم اسلامی همگان را به علم و دانش و تفکر در آفرینش دعوت می کرد و آیات قرآنی، خود پیشگام در بیانحقایق هستی و چگونگی رخدادهای آن بود. همین شرایط بود که اروپا تحت تأثیر قرار گرفت و خیزشی علمی در آن سامان یافت. آنچه گفتیم ادعا نیست، شمامی توانید در این زمینه به کتاب های «تمدن اسلا و غرب» نوشته گوستاولوبون فرانسوی و «تاریخ تمدن» ویل دورانت و ده ها اثر دیگر مراجعه کنید. غرض از همهاین مقدمات آن است که، آنچه مورد انکار پیشقراولان رنسانس در اروپا قرار گرفت، عقاید موهوم ارباب کلیسا درباره خداوند و علم و نحوه زندگی مردم بود؛ وگرنهاصل خدای جهان کم تر مورد انکار دانشمندی فرهیخته قرار گرفته است.
در هر صورت، اندیشه و تمدن اسلامی امروزه جانمایه نیرومندی برای احیا دارد؛ بر عکس تمدن غرب به شدت گرفتار انحطاط فرهنگی و زوال پذیری شده است.در این فرصت اگر مسلمانان بخواهند جایگاه شایسته خود را دریابند، رعایت نکات زیر ضروری است:
1. بالا بردن سطح شناخت و بینش های دینی در همه ابعاد آن
2. تقویت روح ایمان، تقوا، استواری در دین و مبارزه با کژی ه
3. ارتقای دانش و سطح علمی
4. ارتباط وثیق و همدلی در سطح بین الملل اسلامی و تعاون و همکاری گسترده و همه جانبه
5. از میان برداشتن نظام های فاسد
6. تلاش همه جانبه و همگانی در جهت ایجاد و احیای تمدن عظیم و مدینه فاضله اسلامی
7. اعتماد به نفس و دوری از خودباختگی1
پی نوشت:
1. برای آگاهی بیش تر ر.ک:
الف) علل پیشرفت و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی.
ب) علل ضعف و انحطاط مسلمین در اندیشه های سیاسی و آرای اصلاحی، احمد موثق، سید جمال الدین اسدآبادی.
پ) آمریکا پیشتاز انحطاط، روژه گارودی، ترجمه قاسم منصوری.
ت) علل انحطاط تمدن ها، قانع عزیزآبادی.
ث) ریشه های ضعف و عقب ماندگی مسلمانان، رجبی.
ج) رمز عقب ماندگی ما، امیر شکیب ارسلان، ترجمه محمدباقر انصاری.
چ) تاریخ فتوحات اسلامی در اروپا، امیر شکیب ارسلان، ترجمه علی دوانی.
ح) به سوی قرآن و اسلام، حسین انصاریان.
خ) تاریخ تمدن، ویل دورانت، ج 4، ترجمه گروهی از نویسندگان.
د) فرهنگ اسلام در اروپا، زیگرید هونکه، ترجمه مرتضی رهبانی.
ذ) تاریخ تمدن اسلام و عرب، گوستاو لوبون.
ر) تمدن اسلامی پیشگام در علوم و فنون جدید، ج 1و2، بولتن اندیشه، شماره 17و18، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها.
ز) نگاهی به تاریخ جهان، جواهر لعل نهرو.
ژ) تمدن اسلامی از زبان بیگانگان، محمد تقی صرفی.
س) تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان.
ش) حدود خسارت جهان و انحطاط مسلمین، مصطفی زمانی.
آیا در شب عاشورا، کسی از یاران امام علیه السلام او را ترک کرد و تعداد یاران امام علیه السلام در صحنه نبرد عاشورا چند نفر بودند؟
نسرین یونسی/الکترونیک
این سوءال دو بخش دارد که باید جداگانه به آنها پرداخت. درباره بخش اول باید گفت که منابع متقدّم، هنگام ذکر وقایع شب عاشورا، این نکته را متذکر شده اند کههنگام درخواست امام علیه السلام از اصحاب و خویشان خود، مبنی بر ترک او و واگذاشتنش در مقابل دشمن، اصحاب و خویشان به اتفاق با سخنان حماسی وشورانگیز خود، مراتب جان فشانی خود در رکاب امام علیه السلام را یادآور شده، هیچ کدام حاضر به ترک او نشدند و در این جا بود که امام علیه السلام فرمود: «...فانی لا اعلم اصحاباً اولی و لا خیراً من اصحابی و لااهل بیت ابرّ و لا اوصل من اهل بیتی؛1 من یارانی برتر و بهتر از یاران خود نمی شناسم و همین طور خاندانی رانیکوکارتر و مفیدتر به صله رحم از خاندان خود نمی دانم».
در مقابل، همین منابع، خبر پراکنده شدن تعداد زیادی از یاران امام علیه السلام را در منزل زباله و هنگام شنیدن خبر شهادت برادر رضاعی امام، عبدالله بن یقطرنقل کرده اند و پس از شنیدن این خبر ناامیدکننده، امام علیه السلام طی نوشته ای که در میان سپاهش پخش شد، ضمن اعلام خبر شهادت مسلم، هانی و عبداللهچنین آورده بود: «... و قد خذلتنا شیعتنا فمن احبّ منکم الانصراف فلینصرف لیس علیه منا ذمام؛2 شیعیان ما، خوارمان کردند؛ پس هر کس که دوست دارد، ما راترک کند، چنین کند که ما بیعت خود را از شما برداشتیم».
در این هنگام بود که گروه گروه سپاهیان آن حضرت علیه السلام جدا شدند و عاقبت تعداد اندکی با امام علیه السلام ماندند که این تعداد اغلب همان هایی بودند کهاز مدینه با امام علیه السلام حرکت کرده بودند.
آنان که امام علیه السلام را ترک کردند، اعرابی بودند که به خیال آن که امام علیه السلام به شهری آرام و آماده اطاعت می رود و در آن جا حکومت خود را به راهمی اندازد، به دنبال امام علیه السلام به راه افتاده بودند3 و البته چنین جدایی طبیعی می نمود.
در منابع معتبر، از این منزل به بعد، سخنی از ترک یاران نیست؛ اما در نوشته های متأخّر، گزارشی از کتابی غیرمعتبر و مجهول به نام نورالعیون نقل شده که در آناز قول سکینه، دختر امام حسین علیه السلام، سخن از ترک دسته جمعی سپاه به صورت دسته های ده تایی و بیست تایی به میان آمده است که در پایان نفرینسکینه را به دنبال دارند.4
واضح است که این روایت ضعیف و متأخّر نمی تواند در برابر آن همه گزارش های معتبر با ذکر سلسله سند مقاومت نماید؛ به ویژه آن که این گزارش جعلی باسخنان اصحاب و خاندان امام علیه السلام در شب عاشورا و نیز عبارت مشهور امام علیه السلام در مدح آنها منافات دارد.
درباره بخش دوّم سوءال، یعنی تعداد یاران امام علیه السلام در روز عاشورا،
منابع مختلف تعداد یاران امام علیه السلام را متفاوت ذکر کرده اند.5 برخی مانند طبری، این تعداد را نزدیک صد نفر دانسته اند که در میان آنها پنج نفر از فرزندانامام علی علیه السلام، شانزده نفر از بنی هاشم و تعدادی دیگر از قبایل مختلف دیده می شوند.6
و برخی مانند ابن شهر آشوب این تعداد را هشتاد و دو نفر ذکر کرده اند.7
ابن نما از بزرگان شیعه در قرن ششم و هفتم، اصحاب امام علیه السلام را صد پیاده و چهل و پنج سواره می داند.8 همین تعداد از سوی سبط ابن جوزی نیز موردتأیید قرار می گیرد9 و در روایتی از امام باقرعلیه السلام که در جوامع روایی شیعه نقل شده، این قول تأیید شده است.10
عجیب تر از همه، قول مسعودی است که تا هنگام نزول امام علیه السلام در کربلا، تعداد یاران آن حضرت علیه السلام را پانصد سواره و صد پیاده ذکر می کند.11
قول مشهور که هم اکنون نیز دارای شهرت عظیمی است، آن است که تعداد یاران امام علیه السلام در کربلا، هفتاد و دو نفر بودند که سی و دو سواره و چهل پیادهبودند.12
پی نوشت:
1. ابی مخنف وقعة الطف، ص 197؛ طبقات ابن سعد، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج 5، ص 99؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 418؛ شیخ مفید، الارشاد، ترجمه شیخ محمدباقر ساعدی خراسانی، ص 442.
2. وقعة الطف، ص 166.
3. همان.
4. اکسیرالعبادات فی اسرار الشهادات، ج 2، ص 182.
5. از این جا تا پایان این پرسش، همه منابع به نقل از کتاب تاریخ امام حسین علیه السلام ج3، ص 242ـ250 نقل شده است.
6. تاریخ الطبری، ج 5، ص 393.
7. ابن شهر آشوب، المناقب، ج 4، ص 98.
8. ابن نما، مثیر الاجزان، ص27ـ28.
9. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 143.
10. مجلسی، بحارالانوار، ج 45، ص 4.
11. مسعودی، مروج الذهب، ج 3، ص 70.
12. دینودی، الاخبار الطوال، ص 254؛ ابن اعثم، الفتوح، ج 5، ص 183؛ بحارالانوار، ج 45، ص 4؛ قتّال نیشابوری، روضة الواعظین، ص 158.
پرسش:
آیا اینکه در روز هشتم محرم در پاکستان بعضی از مردان و زنان به یاد مظلومیت امام سجاد (ع) حلقه ای نقره ای(که شبیه دستبند آهنی آن حضرت است) در دستان خود می کنند و آنرا علامت مظلو میت امام سجاد (ع) می دانند.(زیرا ارتش یزید آنحضرت را توقیف کرده، و زنجیر و دستنبد و گردنبند آهنی در گردن و پاهای ایشان انداختند.) درست است؟
پاسخ:
هر عملی که نمادی معنادار از حادثه خونبار کربلا باشد مادامی که عنوانی محرمی بر آن صدق نکند و بدعت شمرده نشود اشکالی ندارد.
پرسش:
آیا زنجیر زنی در عزای امام حسین(ع) در حدی که بدن را زخمی یا کبود کند درست است؟ اگر جایز نیست پس چرا اویس قرنی در فراق پیامبر(ص) دندانش را کشید؟
پاسخ:
بر طبق نظر همه مراجع بزرگوار شیعه اگر زنجیر زنی در عزای امام حسین(ع) به نحو متعارف باشد و موجب وهن مذهب در بین مردم نشود یا باعث ضرر بدنی قابل توجهی نشود اشکال ندارد. [1]
اما در صحت این مطلب (دندان کشیدن اویس قرنی ) باید دقت و تحقیق جدی بشود. ولی
دندان کشیدن اویس قرنی به فرض صحت، نمی تواند دلیل بر حکمی باشد چون اویس با مقام شامخی که دارد معصوم تلقی نمی شود و عمل او حجت نیست.
[1]امام خمینی ره استفتائات ،ج3،سوالات 34و37،خامنه ای ،اجوبه الاسفتائات ،س1441، تبریزی،استفتائات،س2003و2012، مکارم، استفتائات،ج1،س574،فاضل،جامع المسائل ، ج1، س2162و2166و2173، صافی جامع الاحکام ،ج2،س1594.
پدید آورنده : علی زینتی ، صفحه 23
تعارض آموزه های دینی با یافته های علمی در پوشیدن لباس سیاه و سیاه پوش کردن تکایا و محافل چه توجیهی دارد؟یافته های علمیحکایت از تأثیر مثبت لباس های روشن در نشاط و شادی و ارتقاء فعالیت های انسانی و تأثیر منفی لباس سیاه دراین امور دارد که با سنت رایجدینی در محافل مذهبی مبنی بر سیاه پوشیدن و سیاه پوش کردن در تعارض است به این تعارض چگونه پاسخ می دهید؟
اکرم رحمتی
تکیه عمده و اساسی این سوءال و ابهام ذهنی، تعارض یافته های علمی با آموزه های دینی در پوشیدن لباس سیاه و سیاه پوش کردن است. در مقام جواب وزدودن ابهام، اولین گام آن است که آیا چنین تعارضی واقعیت دارد و آیا یافته های علمی پوشیدن لباس سیاه را به صورت کلی و در تمام حالات و موقعیت یکپوشش نامناسب می شمارد؟
واقعیت آن است که چنین تعارضی بین یافته های علمی و روان شناسی با آموزه های دینی به چشم نمی خورد، و این دو منبع شناخت در این مورد ـ پوشیدن لباسسیاه ـ با یکدیگر ناسازگاری ندارند. درست است که از دیدگاه روان شناسی رنگ سیاه به خودی خود نفی هرگونه رنگ است و نمایان گر مرزهای مطلقی است کهدر پشت آنها دیگر زندگی وجود ندارد و حیات متوقف می شود و رنگ سیاه به معنای انهدام، نیستی و پوچی است و نفی دیگر رنگها می باشد؛1 اما این نظریه،گوشه ای از یافته های روان شناسی است.
یاد آوری این نکته لازم است که پذیرش تأثیر رنگ ها به این معنا نیست که رنگ ها در انسان تأثیری شدید دارند و سریع بر جهت گیری ذهنی و رفتاری افرادموءثر واقع می شوند؛ مثلاً اگر رنگ آبی تأثیر تسکینی و آرامش بخشی دارد، نمی توان از آن به عنوان یک داروی مسکن برای تسکین سریع آن استفاده کرد و یا ازرنگ قرمز در ایجاد تحریک سریع بهره جست؛ بلکه تأثیر پذیرفته شده رنگ ها یک تأثیر جزیی است که در مدت زمان طولانی فرصت بروز پیدا می کنند.
گوشه ای دیگر یافته های روان شناسی، گویای این حقیقت است که آن گاه رنگ سیاه مفهوم نیستی و پوچی و پایان یافتن را تداعی می کند که به عنوان انتخاباول و یا یکی از سه انتخاب اول باشد؛ یعنی در تمام حالات، اولین رنگ انتخاب شده و یا یکی از سه رنگ انتخابی اول برای زندگی (اعم از لباس...)باشد و اگررنگ سیاه در رتبه هشتم قرار بگیرد، یعنی آخرین رنگ انتخابی در زندگی، رنگ سیاه باشد و در موقعیت های نادر و استثنایی مورد استفاده قرار بگیرد، یکتمایل طبیعی، نابهنجار را نمایش می دهد و نشان دهنده مهار اعمال و تصمیم فرد بر کنترل اوضاع2 و نشان دهنده مهار اعمال و تصمیمات فرد در زمانی می باشدکه بروز اضطراب قطعی است. محرومیت از چیزی و یااز دست دادن شخصی و یاموقعیتی، انسان را در لبه یک تعارض غیر قابل انکار قرار می دهد و در این حالت،وی برای به دست آوردن موقعیت قبلی و کنترل اوضاع دست به اقدامات کنترلی می زند. پوشیدن لباس سیاه، حکایت از تدبیر انسان در چنین موقعیتی دارد؛یعنی از اقدامات مناسب، طبیعی و بهنجاری است که موجب می شود انسان بتواند بر اوضاع کنترل داشته باشد؛ زیرا نوعی سکون، سکوت و کاهش تحریک را درپی دارد.3
بنابر این از دیدگاه علمی، پوشیدن لباس سیاه و استفاده از رنگ سیاه، حتی در غیر پوشش، همیشه نامناسب نمی باشد و به معنای رسیدن به پایان زندگی و خطپایان عمر و تسلیم شدن نیست و تأثیر منفی و تخریب روانی را در پی ندارد. از این رو پوشیدن لباس سیاه در عزا داری ها و برای شخص مصیبت زده ای کهاحساس غمگینی می کند، یک نوع تسکین است و او را در اضطراب ناشی از فقدان شخص محبوب، به سمت سکوت و سکون دعوت می کند و افزون بر اینموجب هم سو ساختن احساسات درونی با فضای بیرون موجب آرامش می گردد.4 شخص غم زده درآغاز قطع دل بستگی، اگر در فضای شادی آفرین قرار بگیرد،بین حالت درونی خود و وضعیت خارجی، تعارض را مشاهده می کند و این تعارض هرگز به نفع او نیست. از این رو باید به سمت هم سویی و هماهنگ ساختندرون وبرون برآییم و انتخاب رنگ سیاه در این موقعیت های نادر و استثنایی زندگی (یعنی در رتبه هشتم)، چنین تأثیری دارد. این رنگ، اگر در رتبه هشتم وانتخاب پایانی قرار بگیرد، بر خلاف رنگ سفید، سکوت و سکون و عدم ایجاد هر گونه تحریک روانی و جسمانی و کاهش سایر فعالیت ها و کندی و سستی رادرپی دارد5 که جملگی برای انسان مبتلا به رنج فراق و فرو رفته در درد قطع دل بستگی مفید است و به او آرامش و سکون می بخشد.
پس، از دیدگاه علمی، رنگ سیاه تأثیری منفی و نامناسب بر روان و روح آدمی ندارد و در مصائب، کاهش دهنده آلام می باشد و این گونه نیست که علم آن را کاملاًطرد کند؛ ولی سنت های دینی به آن اهمیت داده، دینداران را به استفاده از آن توصیه کند.
از جهت دیگر، درباره تعارض موهوم آموزه های دینی، باید بررسی کرد که آیا اسلام برای همیشه و در تمام حالات رنگ سیاه را توصیه می کند و به تعبیرروان شناختی، برای اولین انتخاب ها و یا سه انتخاب اول، رنگ سیاه را برمی گزیند و مسلمانان را نیز به این انتخاب دعوت می نماید؟
باید گفت که نگاه آغازین اسلام به رنگ سیاه، یک نگاه منفی است از این رو هرگز آن را در حالات عادی و زمینه های روزمره زندگی، به عنوان یک رنگ برنمیگزیند و آن را رنگ شیطان و فرعون و سمبل طغیان گری، ظلم و ظلمت معرفی می کند و می فرماید:«لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است».6
رنگ برگزیده و انتخاب اول اسلام ـ همانند علم ـ رنگ سفید است که امام باقرعلیه السلام می فرماید: هیچ لباسی بهتر از لباس سفید نیست.7 بعد از رنگ سفیدرنگ های زرد و سبز از طرف اولیای دین توصیه و از جانب اسلام رنگ های برگزیده هستند. در واقع رنگ سیاه نه انتخاب اول و نه یکی از سه انتخاب اول اسلام،بلکه فقط در موقعیت خاص مانند مصائب و به هنگام ابتلا به غم فراق توصیه شده است از نظر اسلام، رنگ زندگی، حیات، حرکت و تلاش رنگ سفید می باشد وآرامش بعد از تلاش و کوشش در رنگ سیاه (شب) می باشد. رنگ سیاه، یعنی همان رنگ شب، موجب آرامش می شود. تا نفوس را از تعب و رنج روز که در پیتلاش و کوشش به آن دچار گشته است، پناه دهد و آرام سازد.8
خداوند نیز در قرآن سیاهی شب را مایه آرامش و روشنایی روز را زمینه تلاش ذکر کرده است.9
رنگ سیاه در مکتب اهل بیت، فقط و فقط در مصائب و سوگواری ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ یعنی یک انتخاب نادر و استثنایی بوده است و نه انتخابیهمیشگی. بنابر نقل ابن ابی الحدید، امام حسن ـعلیه السلام در سوگ امیر الموءمنین علی ـعلیه السلام جامه سیاه برتن کرد و با همین جامه به میان مردم آمد وبرای آنها خطبه خواند.10 درنگاه ابتدایی رنگ سیاه، یک رنگ مکروه و ناپسند تلقی می شود در نماز، لباس سیاه پوشیدن مکروه می باشد.11
در قطب دوم و جبهه دوم تعارض، یعنی آموزه های دینی نیز لباس سیاه نه تنها صد در صد مورد پذیرش واقع نشده است و آن را مفید و انتخاب اول نیست و به آنتوصیه نمی شود، بلکه سیاه تنها در رتبه هشتم و آخرین انتخاب قرار می گیرد. از این رو تنها در عزای ائمه هدی ـ علیه السلام پوشیدن این رنگ ممنوع نیست،آن هم از این جهت که به واسطه تأثیر روانی آن، موجب سکوت و سکون و آرامش گشته، شخص مضطرب را از مصیبت و حزن به یک آرامش روانی می رساند ویاحداقل در این زمینه بسیار تأثیر دارد.
پی نوشت:
1. ماکس لوچه، ترجمه منیره روانی پور، 1368.
2. ماکس لوچه، ترجمه منیره روانی پور،1368.
3. اکبر زاده، 1374.
4. رمضان زاده،1371.
5. اکبر زاده،1374.
6. مجلسی، بحارالانوار،ج 83،ص 248.
7. همان،ج 78،ص 330؛ ری شهری،میزان الحکمه، ج 8،ص 472.
8. نذیر الحمدان،2002.
9. قصص(28)، آیه 73؛اسراء(17)آیه 17؛ فرقان(25)آیه 47؛ یونس(10)آیه 67.
10. ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه، ج 16،ص 22.
11. طریقه دار،1380.
محمد رضا کاشفی
وجود روایاتی که ثواب عزاداری برای امام حسین علیه السلام را بی شمار ذکر می کند تاچه اندازه صحیح است؟
موسی بشارتی/ادبیات فارسی
عزاداری برای سالار شهیدان، آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام از بزرگ ترین اسباب تقرب به خداوند و دارای اجر و ثواب فراوان می باشد. روایات بسیاری در اینخصوص، در کتاب های معتبر وارد شده که در میان آنها، احادیث دارای اعتبار کافی و قابل اعتماد نیز فراوان است.
دراین مورد چند نکته اساسی را بایددر نظر گرفت:
1. این گونه روایات نیز مشتمل بر صحیح و غیرصحیح هستند.
2. مقصود از روایت هایی که آثار خاصی را برای بعضی از اعمال ذکر کرده اند، این نیست که فلان عمل علت تامه آن اثر است؛ بلکه مقصود اقتضای اثر است. علتتامه، مجموع علل موءثر بر یک چیز با رفع تمام موانع است. تأثیر چنین علتی بر معلول، حتمی و ضروری است و به هیچ وجه تخلّف پذیر نیست؛ در حالی کهمقتضی، یکی از شرایط موءثر بر یک پدیده است که در صورت نبودِ موانع، می تواند اثر کند؛ ولی اگر مانعی بر سر راه آن قرار گیرد، توان تأثیر ندارد. چنین چیزی درجهان مادیات و اسباب و مسببات طبیعی نیز هست؛ مثلاً اگر گفته شود که آتش سبب احتراق چوب است، به نحو مقتضی است؛ یعنی تا دیگر شرایط مانند وجوداکسیژن پدیدار نشود و موانع بر طرف نگردد، عمل احتراق صورت نخواهد گرفت. بنابراین اگر کسی چوب تری را در آتش اندازد و با گذشت چند دقیقه از احتراقخبری نباشد، نباید درآن گزاره تردید کند؛ بلکه باید جست و جو کند که آیا آن گزاره مشروط به شرایطی نیز هست یانه و آیا مانعی برای تأثیر آتش در چوب وجوددارد یاخیر؟ آن گاه خواهد دید که این گزاره - ضمن دارا بودن ارزش صدق - مشروط به شرایط متعددی از قبیل وجود اکسیژن و نبود موانعی چون رطوبت درچوب، تناسب میزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب و... می باشد؛ اما اگر تمام شرایط و رفع موانع مفروض پدید آمد؛ یعنی، علت تامه محقق شد، حتما چوبآتش خواهد گرفت و تخلّف آن، به معنای کذب گزاره یاد شده است. تأثیر این اعمال نیز به نحو جزءالعلّه و مقتضی است و همواره با دیگر شرایط عمل می کند؛ امااین که آن شرایط دقیقاً چیست و سهم هر یک تا چه اندازه است و آیا تأثیر این عمل و هر شرط دیگری، در همه موارد یکسان است یا ممکن است در موردینقش اصلی تری را ایفا کند و مکانیسم تأثیر چگونه است؟ آیا دیگر ابزارها را در اثر گذاری تقویت می کند یا خود مستقیماً اثر می گذارد؟ اینها و ده ها سوءال دیگر،مسائلی است که ریشه عقلی و فکری بشر هنوز در حدی نیست که بتواند به طور کاملاً دقیق، به آنهاپاسخ دهد و یکی از خدمات بزرگ پیامبران به بشر، آگاه سازیاو از وجود چنین عاملی است که عقل به تنهایی قادر به شناخت آن نیست. آن چه به طور کلی می توان با ژرف کاوی فلسفی و تحقیق در نصوص دینی دریافت،این است که دایره علیت، منحصر به علل و معلومات مادی نیست؛ بلکه علل طبیعی، مقهور ماورای طبیعت هستند.
3. گستره کمی و کیفی ثواب هایی که بر گریه، عزاداری و زیارت امام حسین علیه السلام ذکر شده است، تعجبی ندارد؛ زیرا در مقابل آن همه ایثار، شجاعت، توکل،رضا، مردانگی، آزادگی... و مصایبی که آن حضرت متحمل شدند، این همه ثواب شایسته است. توجه و دقت در داستان ذیل، این مطلب را روشن تر می سازد.
علامه بحرالعلوم در راه سامرا به مسئله گریه بر امام حسین علیه السلام که باعث آمرزش گناهان می شود، فکر می کرد. عربی بر مرکبی سوار، مقابلش رسید و سلامکرد و پرسید: جناب سید! شمارا متفکر می بینم؟ اگر مسئله علمی است، بفرمایید، شاید من هم چیزی بگویم.
بحرالعلوم فرمود: دراین فکر بودم که چگونه حق تعالی این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان حضرت سید الشهداعلیه السلام می دهد؛ مانند آن که: «هر قدمیکه زائر بر می دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته می شود و برای یک قطره اشک، تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود»؟ آن سوارعرب فرمود: تعجب مکن! من برای شما مثل می آورم تا مشکلت حل گردد. سلطانی در شکارگاه از همراهانش دور افتاده بود. در آن بیابان وارد خیمه ای شدوپیرزنی را با پسرش در گوشه خیمه دید. آنان بزی داشتند که زندگی شان از شیر آن بز تأمین می شود و غیر از آن چیز دیگری نداشتند. آن پیر زن، بز را برایسلطان ذبح کرد و طعامی حاضر کرد. او سلطان را نمی شناخت و فقط برای اکرام مهمان، این عمل را انجام داد. سلطان شب را آن جا ماند و روز بعد در دیدارعمومی، واقعه دیشب خود را نقل کرد و گفت: من در شکار گاه از غلامان دور افتادم و در حالی که شدیداً تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم شده بود، بهخیمه آن پیرزن رفتم؛ او مرا نمی شناخت و در همان حال، سرمایه او و پسرش بزی بود که از شیر آن، زندگی را می گذراندند؛ بز را کشتند و برای من غذا آمادهکردند. حال در عوض این محبت، به این پیر زن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافی کنم؟
یکی از این وزیران گفت: صد گوسفند به او بدهید؛ دیگری گفت: صد گوسفند و صد اشرفی به او بدهید؛ دیگری می گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. سلطانگفت: هر چه بدهم، کم است. اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم، مکافات به مثل کرده ام؛ چون آنها هر چه داشتند به من داده اند؛ من باید هر چه دارم، به آنانبدهم.
حضرت سید الشهداعلیه السلام هر چه داشت، از مال، اهل و عیال، پسر،برادر،فرزندو سر و پیکر، همه و همه را در راه خدا داد؛ حال اگر خداوند بر زائران و گریهکنندگان آن حضرت، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود؛ این را فرمود واز نظر سید بحرالعلوم غایب شد.1
پی نوشت:
1. االعبقری الحسان، ج 1، ص199 به نقل از اشک حسینی، سرمایه شیعه، ص 36و37.
پدید آورنده : علی اکبر سرشار ، صفحه 37
مرحوم علامه امین عاملی قدس سره درباره ی قمه زنی و مراسم عزاداری حسینی می نویسد:
قمه زنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم عزاداری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر، که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی، ایذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه ی اهل بیت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشی قلمداد می کنند و شکی نیست که این اعمال ناشی از وساوس شیاطین بوده و موجب رضایت خدا و پیامبر و اهل بیت اطهار نیست و البته تغییر نام این اعمال در ماهیت و حکم شرعی آن که حرمت است، تغییری نمی دهد (1) .
چند استفتاء از مقام معظم رهبری درباره قمه زنی و عزاداری
1 - آیا قمه زدن در عزاداری امام حسین علیه السلام چه حکمی دارد؟
جواب: اگر موجب وهن مذهب در زمان حاضر و یا مستلزم خوف خطر جان یا ضرر معتنی به باشد جایز نیست .
2 - پدر و مادری که نذر می کنند اگر خدا به آنان فرزند پسر داد روز عاشورا به سر او تیغ بزنند و آن پسر بعد از بلوغ روزهای عاشورا قمه بزند آیا این نذر صحیح است و آیا بر آن پسر عمل به نذر والدین واجب است؟
جواب: صحت چنین نذری محل اشکال است و در هر صورت وفا به آن بر فرزند واجب نیست .
3 - اگر قمه زدن در عزاداریها موجب مرگ کسی شد آیا این عمل خودکشی و گناه محسوب می شود .
جواب: اگر با خوف خطر جان اقدام کرده باشد حکم انتحار دارد .
4 - آیا سوراخ کردن گوشت بدن و قفل زدن و وزنه آویزان کردن به بهانه عزاداری بر امام حسین علیه السلام که اخیرا شایع شده است جایز است؟
جواب: چنین اعمالی که موجب وهن مذهب در انظار عموم است صورت شرعی ندارد .
5 - عزادارانی که خودشان را در مقابل مزار مقدس ائمه علیهم السلام به خاک می اندازند و سینه و صورت خود را به خاک می مالند و خراشیده می کنند و خون جاری می شود و با همان حال به داخل حرم ائمه علیهم السلام وارد می شوند چه صورت دارد؟
جواب: اینگونه رفتارها که از شیوه اظهار تاثر و عزاداری سنتی به دور است صورت شرعی ندارد بلکه اگر موجب ضرر معتنی به بدنی و یا وهن مذهب در انظار عموم باشد جایز نیست .
استفتائات از حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی
1 - آیا زنجیر زنی و قمه زنی و شمشیر زنی در عزاداری امام حسین علیه السلام جایز است؟
جواب: بی شک مراسم سوگواری خامس آل عباعلیه السلام از افضل قربات است، ولی نباید کاری کرد که موجب وهن مذهب در نظر دیگران شود .
2 - آیا تعزیه و شبیه خوانی اشکال دارد و اگر اشکال نداشته باشد بفرمایید که اگر مرد لباس زنان را در تعزیه بپوشد و به جای او بخواند اشکال دارد؟ و آیا صدای شیپور و طبل و دهل در تعزیه حرام است یا خیر؟ در پایان مستدعی است شرایط تعزیه خوانی را بیان فرمایید .
جواب: شبیه خوانی اگر با دروغ و آلات لهو توام نباشد و موجب توهین به مقام شامخ حسین بن علی علیهما السلام یا سایر شهدا نشود اشکالی ندارد واحتیاط آن است که مردان لباس زنان را نپوشند .
3 - آیا شبیه خوانی - که نمایش مذهبی است و درباره ی واقعه ی عاشورا یا اربعین حسینی علیه السلام برگزار می گردد - جایز است؟
جواب: اگر امر خلاف شرعی در آن نباشد و موجب هتک مقدسات نشود اشکالی ندارد .
4 - سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ می باشد و منجر به زخمی شدن بدن و جاری شدن خون می شود، چه حکمی دارد؟
جواب: همان گونه که قبلا نیز اشاره کرده ایم، مسئله ی عزاداری حضرت سیدالشهداعلیه السلام در هر زمان و در هر مکان از افضل قربات و مایه ی تقویت روح ایمان و شهامت اسلامی و ایثار و فداکاری و شجاعت در مسلمین است، ولی کیفیت عزاداری باید چنان باشد که بهانه ای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود و این مراسم عظیم و پرشکوه تضعیف نگردد و به همین جهت از کارهایی که موجب وهن مذهب است باید پرهیز شود .
5 - نظر مبارک را در رابطه با کیفیت مطلوب نحوه ی برگزاری عزاداری سالار شهیدان علیه السلام بیان فرمایید؟
جواب: بهترین شیوه ی عزاداری، تشکیل مجالس با شکوه و ذکر اهداف مقدس امام حسین علیه السلام و تاریخچه ی کربلا و تحلیل فرازهای آن و مراسم سوگواری، و همچنین تشکیل دسته جات عزاداری با شکوه، توام با شعارهای بیدار کننده و سازنده و پخش جزوه ها و پوسترهای حساب شده و پرمحتوا و استفاده از پلاکاردها یا شعارهای جالب و جاذب و روشن کننده ی اهداف عزاداری حضرت سیدالشهداعلیه السلام و مانند آن است .
6 - در آستارا، سنتی است که مردم به آن اعتقاد راسخ دارند، مسئله بدین صورت است که: روز تاسوعا و عاشورا علمی که در تمام مناطق مرسوم است در دست افراد خاصی می دهند که آن فرد با حرکتهای مخصوص و حتی گاهی با حمله ور شدن به زنان و مردان ترساندن بچه ها و به تعبیر مردم: علم را جوش می آورند و آن را نسبت به امام حسین علیه السلام می دهند، مردم دور آن جمع می شوند و می گویند علم فرد را دنبال خود می برد، وقتی علم بعضی از افراد را زخمی می کند به معنای آن است که آن فرد، انسان بدی است و با دیده ی تردید به علم نگاه کرده است . متاسفانه علم در دست افراد معلوم الحال به جوش می آید و گاهی افراد متدین و وجیه را زخمی می کند، نظر شما را در این مورد خواستاریم؟
جواب: عزاداری حضرت خامس آل عباعلیه السلام از موجبات مهم تقویت دین است ولی نباید آن را آلوده به این گونه کارهای نادرست کرد که موجب اذیت و آزار عزاداران و هتک حرمت افراد آبرومند می شود .
7 - در شرایطی که دشمنان اسلام سعی در منزوی کردن مسلمانان دارند و با حیله هایی می خواهند اسلام را خرافی و مسلمانان را بی منطق معرفی کنند، انجام برخی اعمال که در متن دین وجود نداشته و در بعضی مناطق عده ای در تظاهر به اسلام و تعظیم شعائر، مرتکب آن می شوند که احیانا موجبات وهن شیعه و عزاداری را فراهم آورده است، چه حکمی دارد؟
جواب: لازم است در این شرایط و اوضاع پیروان اهل بیت علیهم السلام و عاشقان مکتب حسینی از هر کاری که موجب وهن این مراسم می شود بپرهیزند و به جای آن به سراغ مراسمی بروند که عظمت اهداف حسینی را بیش از پیش آشکار می سازد و اگر جمعی از بزرگان فقهای پیشین (قده) در عصر و زمان خود بعضی از این کارها را به دلایلی اجازه فرموده اند، هرگاه در عصر و زمان ما بودند مسلما نظر دیگری داشتند . خداوند همه ی ما را از پیروان مکتب آن بزرگوار و جان نثاران او قرار دهد .
8 - در شهرستان ما مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا و سایر ایام به صورت تعزیه خوانی برگزار می شود، تا شش سال قبل که فقط در محل ما برگزار نمی شد اهالی محل به محلات دیگر جهت دیدن تعزیه می رفتند و در آن محلات با مشکلات زیادی مواجه می شدند لهذا تصمیم گرفتیم این مراسم را در محل خودمان برگزار کنیم نظر شما چیست آیا در این شرایط تعزیه خوانی جایز است؟
جواب: چنانچه تعزیه خوانی مشتمل بر امر حرامی مانند دروغ یا هتک حرمت امامان بزرگوار و بزرگان دیگر و امثال اینها نباشد و مانع مجالس سخنرانی و نماز نگردد اشکالی ندارد .
9 - آیا استفاده از وسایلی که به شکل صلیب هستند و درماه محرم الحرام در جلوی صف عزاداری حمل می شود جایز است؟
جواب: این علامتها تداعی صلیب را نمی کنند ولی عزاداری هر چه ساده تر باشد بهتر است .
10 - آیا پول دادن به مرثیه سرایانی که در لابه لای اشعار و سخنان خود بعضی از مصایب بی مدرک یا ضعیف السند را نقل می کنند و یا با غنا می خوانند جایز است و آیا نقل این گونه مطالب به عزاداری ضربه نمی زند؟
جواب: پول را در برابر کارهای مشروع آنها بدهند و نسبت به کارهای خلاف، نهی از منکر کنند .
متن جوابیه آیة الله العظمی مکارم شیرازی به سؤالات مختلف مردم درباره ی وظایف مسلمانان در ایام عاشورا و
بدون شک عزاداری سالار شهیدان از افضل قربات و احیای خون آنان مایه ی نجات در دنیا و آخرت است .
افراد ناآگاه و بی خبر، حادثه خونین کربلا را مربوط به گذشته می پندارند، و از تکرار سوگواری ها در هر سال دچار تعجب می شوند، در حالی که آگاهان آن را مربوط به یک جریان مهم و مستمر در سراسر زندگی بشر می دانند، که در کربلا به اوج خود رسید، و به عنوان یک الگوی جاودانه در تاریخ ماند . و آن جریان مبارزه با کفر و ظلم و بیدادگری وترجیح مرگ سرخ توام با آزادگی بر زندگی ذلت بار و ننگین است .
آنها می گویند چرا شما برای حادثه ای که مربوط به سیزده قرن پیش است اشک می ریزید؟ ولی نمی دانند که اشک ما اعلان جنگ ما به ظالمان و بیدادگران و زشت کاران در هر زمان است . قطره های اشکی که از روی معرفت نسبت به اهداف والای حسین علیه السلام و یارانش جاری می شود گلوله های آتشینی است بر ضد تبهکاران و جنایتکاران تاریخ، و گوهرهای گرانبهایی است برای هدیه به مظلومان و ستمدیدگان و ملتهای دربند، و این است معنی «کل یوم یوم عاشورا و کل ارض ارض کربلا» .
و به همین دلیل همیشه طاغوتها و دشمنان اسلام از انجام این مراسم در هراسند و می خواهند آن را به تعطیل بکشانند .
و درست به همین دلیل ما می گوییم به هر قیمت که ممکن شود باید این مراسم حفظ گردد، حتی در بعضی از کشورها که دشمنان اهل بیت قصد خاموش کردن این چراغ فروزان را داشتند و از ما سؤال کردند گفتیم به هیچ قیمت عقب نشینی نکنید، ولو بلغ ما بلغ، و هر چند خون خود را در این راه نثار کنید .
درست است که این مراسم ذاتا مستحب است ولی زنده نگه داشتن آن در مواردی از اوجب واجبات است .
در اینجا لازم می دانم همه ی برادران و خواهران ایمانی را به چند نکته توجه دهم:
1 - باید همه بکوشند با خالصترین نیات در این مراسم شرکت جسته، و قلب و روح خود را در اختیار سالار شهیدان قرار دهند، و به اهداف والای این قیام بزرگ تاریخ اسلام و بشریت بیاندیشند، و گویندگان عزیز و نویسندگان محترم اهداف مهم این قیام پربار را تشریح کرده، و سوگواران را روز به روز با آن آشناتر سازند تا مصداق کامل «عارفا بحقه » حاصل گردد .
2 - برادران و خواهران ایمانی باید خلوص این مراسم را از اموری که مخالف شرع اسلام و دستورهای پیشوایان بزرگ دین ست حفظ کنند و از هر کاری که بهانه به دست دشمنان می دهد بپرهیزند و نیز از اعمالی مانند قمه زدن و قفل در تن کردن وامثال آن که رهبر معظم انقلاب در بیانات پربار خود به آن اشاره نمودند اجتناب جویند .
زیرا این اعمال دست آویزی به دست دشمنان خواهد داد تا کل این مراسم عظیم و سازنده را زیر سؤال برند، قمه را باید بر سر دشمن کوبید نه بر سر دوست، قفل را باید بر دهان دشمن زد، نه بر تن دوست، درست است که انگیزه این افراد عشق به امام حسین علیه السلام و مکتب اوست ولی باید توجه داشت که مقدس بودن انگیزه به تنهایی کافی نیست باید نفس عمل هم مقدس باشد، کیفیت عزاداری یا باید در نصوص اسلامی وارد شده باشد و یا مشمول عمومات و اطلاقات ادله گردد، و این گونه کارها مسلما نه منصوص است و نه مصداق عزاداری در عرف عقلا و اهل شرع، به علاوه موانعی نیز از نظر شرع در برابر آن قرار دارد، و به تعبیر دیگر نه مقتضی شمول عمومات موجود است و نه مانع مفقود .
درست است که جمعی از بزرگان فقهای پیشین قدس الله اسرارهم اجازه بعضی از این امور را در عصر خود به دلایل خاصی داده اند ولی آنها هم اگر در عصر ما و شرایط زمان ما بودند به یقین طور دیگری فتوی می دادند .
3 - باید توجه داشت که هدف اصلی قیام امام حسین علیه السلام همان گونه که در وصیت تاریخی معروف آن حضرت آمده احیای امر به معروف و نهی از منکر بود . بر همه عاشقان مکتبش لازم است این دو فریضه الهی و قرآنی را زنده کنند و به امام و پیشوای بزرگشان اقتدا نمایند، و از طریق صحیح و حساب شده با منکرات به مبارزه برخیزند، و با گفتار و اعمال خود معروف را زنده کنند .
خداوندا همه ی ما را از پیروان راستین مکتب آن بزرگوار قرار ده، و مشمول شفاعتش در دنیا و آخرت بنما . آمین یا رب العالمین . (قم - ناصر مکارم شیرازی 26/3/73 مطابق با ششم محرم الحرام 1415)
نظر حضرت آیة الله صالحی مازندرانی پیرامون قمه زنی
باسمه العلیم
از منابع فقه چه لبیه و چه لفظیه بالخصوص او بالاطلاق او العموم جواز و اباحه قمه زنی فضلا از رجحان آن در مراسم عزاداری سالار شهیدان امام حسین علیه السلام مستفاد نمی گردد، بلکه مقتضای ادله و عناوین ثانویه حرمت و عدم جواز است لذا اجتناب از آن واجب و لازم است .
برادران ایمانی می دانند که قمه را باید بر فرق قمه کشان خائن و قداره بندان جانی زد .(قم المقدسة، اسماعیل الصالحی المازندرانی محرم الحرام 1415 - خرداد 1373)
نظر حضرت آیة الله جوادی آملی پیرامون قمه زنی:
چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود .(4 محرم الحرام 1415 جوادی آملی)
نظر حضرت آیة الله نوری همدانی پیرامون عزاداری و قمه زنی
از آنجا که مکتب سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله علیه السلام مکتب امر به معروف و نهی از منکر و چشمه ی جوشان ارزشهای اسلامی است و تاریخ خونبار عاشورا همیشه با آفریدن حماسه ها و موجها و با به حرکت درآوردن احساسات و عواطف الهام بخش کلیه ی نهضت ها و قیامهایی که علیه ظالمان و جباران روزگار صورت گرفته بوده است و همواره مجاهدین اسلام با قیامهایی علیه ظلم و ستم به جا آوردند - که نمونه ی آن را در زمان خود دیدیم - نام حسین بر لب و اشک حسینی در چشم و هوای کربلا و عاشورا در سر داشتند تا موفق شدند که پیروزی خون بر شمشیر را ثابت و بیان بلند حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله «حسین منی و انا من حسین » را معنا کنند و ایام محرم و عاشورا همیشه زنده کننده ی آن خاطره و به جوش آورنده ی خونهایی است که در دل علاقه مندان این مکتب موج می زند لذا لازم است مخصوصا در جهان کنونی که دشمنان اسلام از اسلام سیلی خورده و منافع نامشروع خود را از دست رفته می بینند و در فکر انتقام گرفتن از اسلام ناب محمدی هستند مراسم عزاداری کار زینبی بکند یعنی با منطق اسلام توام و از هر گونه حرکتی که این دین مقدس را بی منطق قلمداد نماید منزه باشد و عزاداران محترم و متعهد به جای اینکه قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضی آنان را اشغال و در فکر تضعیف آنان می باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزی با ترفند جدیدی حیات اسلامی آنها را به مخاطره می اندازند بکوبند . خداوند توفیق بیشتر برای پیمودن این راه به همه ی مسلمانان عنایت بفرماید .(7 محرم الحرام 1415 الاحقر حسین نوری همدانی)
نظر حضرت آیة الله العظمی فاضل لنکرانی درباره قمه زنی
با توجه به گرایشی که نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اکثر نقاط جهان پیدا شده و ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام شناخته می شود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام به گونه ای عمل شود که موجب گرایش بیشتر و علاقمندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد پیدا است در این شرایط مسئله قمه زدن نه تنها چنین نقشی ندارد و بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ گونه توجیهی نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد لذا لازم ست شیعیان علاقمند به مکتب امام حسین علیه السلام از آن خودداری نمایند و چنانچه در این مورد نذر وجود داشته باشد نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست .(محمد فاضل، 4 محرم الحرام، 1415)
نظر حضرت آیة الله مشکینی در پاسخ به سؤال از قمه زنی
بعد التسلیم و التحیة امور مذکوره فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضی از آنها ذاتا محرم است مسلمین باید از وارد کردن آنها در مراسم تعزیه حضرت حسین علیه السلام که یکی از عبادات است جدا خودداری نمایند علاوه آن که عزاداری آن حضرت عمل عبادی سیاسی است پس باید از مخلوط شدن کارهایی که جنبه سیاسی آن را مخدوش ویا به عنوان خرافیت و وهن اسلام می بخشد اجتناب نمود گذشته از اینها اعمال فوق مورد نهی مقام معظم ولایت امر مسلمین قرار گرفته و حکم معظم له واجب الاتباع است خداوند بر ملت معتقد و هوشیار و سیاست فهم ایران توفیق تبعیت از احکام الهی و عزاداری مورد ضایت حضرت بقیة الهی عنایت فرماید .(8 محرم الحرام 1415، هجری قمری، علی مشکینی)
پی نوشت
1) اعیان الشیعه، ج 10، ص 363 .
پدید آورنده : سیدمجتبی حسینی ، صفحه 52
عزاداری:مستحب؛ مردم آزاری:حرام!
شبیه خوانی
امام خمینی(ره) و حضرات آیات تبریزی، خامنه ای، فاضل، مکارم و نوری همدانی (دام ظلهم العالی):
اگر مراسم شبیه خوانی، مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشد و با توجه به مقتضیات زمان، باعث وهن مذهب حق هم نشود، اشکال ندارد؛ ولی در عین حال، بهتر است به جای آن ها، مجالس وعظ و ارشاد و ذکر مصایب حسینی و مرثیه خوانی برپا شود.
حضرات آیات بهجت، سیستانی، وحیدخراسانی و صافی: اگر مراسم تعزیه و شبیه خوانی مشتمل بر محرمات نباشد، اشکال ندارد.
علَم عزاداری
استفاده از علَم در مراسم عزاداری سیدالشهدا علیه السلام اشکال ندارد؛ ولی نباید این امور، جزء دین شمرده شود.
استفاده از آلات موسیقی در عزاداری
اگر از آلاتی است که به لهو و حرام اختصاص دارد، نواختن آن (در هر حال) جایز نیست؛ ولی اگر از آلات مشترک باشد، استفاده از آن به منظور مشروع اشکال ندارد؛ تفاوتی بین مراسم عزاداری و جشن در حکم موسیقی نیست.
حضرات آیات بهجت و صافی: به طور کلی، نواختن با آلات موسیقی (آلات لهو) در هر حال حرام است؛ تفاوتی بین مراسم عزاداری و جشن در حکم موسیقی نیست.
قمه زنی
امام خمینی(ره)، حضرات آیات خامنه ای و فاضل(دام ظلهما العالی): با توجه به این که قمه زدن در زمان حاضر، به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ گونه توجیه قابل فهم، باعث وهن و بدنام شدن مذهب می شود، باید از آن خودداری شود.
استفاده از زنجیرهایی که دارای تیغ هستند
امام خمینی(ره)، حضرات آیات خامنه ای، تبریزی، مکارم و فاضل(دام ظلهم العالی): اگر استفاده از زنجیرهای مزبور، موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و یا باعث ضرر بدنی قابل توجهی گردد، جایز نیست.
برهنه شدن در هنگام عزاداری
همه (به جز آیت الله مکارم): اشکال ندارد.
آیت الله مکارم: بنابراحتیاط واجب جایز نیست.
مرثیه خوانی
مرثیه خوانی و یا مداحی زنان در مجلس خودشان
اگر صدای آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر برسد،
همه(به جز مکارم): اگر صدای آنان در معرض ریبه، تلذّذ و تهییج شهوت باشد، جایز نیست.
آیت الله مکارم: خیر، جایز نیست.
عزاداری و نماز
اگر بعضی از واجبات، به سبب شرکت در مجالس عزاداری از دست برود؛ مثلاً نماز صبح قضا شود؛
همه: بدیهی است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزاداری اهل بیت علیهم السلام است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانه شرکت در عزاداری امام حسین علیه السلام جایز نیست؛ ولی شرکت در عزاداری به گونه ای که مزاحم نماز نباشد، ممکن و از مستحبات مؤکّد است.
نماز جماعت اول وقت مهم تر است یا ادامه عزاداری امام حسین علیه السلام؟
همه: نماز جماعت مقدم است؛ همان طوری که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، هنگام ظهر، نماز را اقامه کردند، از این رو باید پیروان اهل بیت علیهم السلام در همه حالات سعی کنند تا آنجا که ممکن است، نمازها را اول وقت و به جماعت بخوانند؛ چون هدف عمده از مجاهدت ها و زحمت ها و حتی شهادت ائمه معصومین علیهم السلام و فرزندان و اصحاب آنان، اقامه دین بوده که در رأس آن ها بعد از معرفت خدا، نماز است.
پخش صدای بلند مراسم عزاداری و سلب آسایش همسایگان
همه: اگر چه اقامه مراسم و شعایر دینی در زمان های مناسب، از بهترین کارها و مستحبات است؛ ولی واجب است برگزار کنندگان مراسم و عزاداران تا حد امکان از اذیت و ایجاد مزاحمت برای همسایگان بپرهیزند؛ هر چند با کم کردن صدای بلندگو باشد.
عقد و عروسی در ماه محرم
همه: برگزاری این نوع مراسم، اگر توام با معصیت و یا هتک حرمت حضرت سیدالشهدا علیه السلام نباشد، اشکال ندارد؛ ولی در آن هیچ نوع برکتی نیست و سزاوار است که مسلمانان غیرت مند، سعی کنند این گونه مراسم را در ماه های دیگر و ایام متناسب با خود برگزار کنند.
چرا علماء جلوی عزاداری های افراطی برای امام حسین(ع) را نمی گیرند ؟
پرسش:
می دانید بلائی که تشیع صفوی بر اسلام و مسلمین وارد نموده است بسیار عظیم و نابخشودنی است . ازجمله آثاربسیار زشت آن نوع عزاداری برای امام حسین می باشد. حال با این تفاسیر چرا روحانیت اسلام باتوجه به اینکه دراینگونه مراسم سخیف شرکت نکنند جلوی اینگونه پیرایه های بسته شده بر دامان تشیع را نمی گیرند و اگر آنرا عرف توصیف می نمایند چرا هیچ اقدامی در جهت بازسازی فرهنگ عاشورا در بین مردم نمی کنند؟آیا اینگونه بودن را به نفع خود و حکومت می دانند و بهره کشی می کنند؟
پاسخ:
باید بگوئیم که عزاداری و گریه بر مصائب پیامبر اکرم (ص) و مصائب اهل بیت علیهم السلام مخصوصا حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در روایات ما بسیار سفارش شده است. در روایات ما آمده است:«شهادت امام حسین علیه السلام، حرارتی در قلب های شیعیان ایجاد کرده است که هیچ گاه سرد نمی شود.»[1]همچنین گریه کردن بر آن حضرت بسیار سفارش شده است و شاید این به دلیل استفاده اسلام از تمام ابعاد وجود انسان و مخصوصا بعد عاطفی انساناست که یک قدرت عظیماست در وجود انسان و استفاده صحیح و مثبت از آن بسیار می تواند مفید و مثمر فایده باشد که اسلام از این بعد کمال استفاده را در مسیر زنده نگه داشتن دین و یاد و خاطره ائمه معصومین علیهم السلام کرده است.
تجلیل ائمه معصومین علیهم السلام از شعرا و مدیحه سرایانی که مصائب ائمه علیهم السلام را به شعر در آورده اند و به نسل های بعد منتقل نموده اند، نشانه اهمیت اسلام به این مسأله و استفاده صحیح از آن است.
با کمال تاسف باید اقرار کرد همانگونه که شما فرموده اید در این مسأله نیز هم چون مسائل دیگر دچار افراط و تفریط هایی شده است و در طول تاریخ افرادی بوده اند که خواسته اند از اساس جلوی هر گونه عزاداری را بگیرند زیرا اینان دریافته اند که این عزاداری ها چه تاثیری در حفظ اسلام دارد و تا زمانی که عزاداری های صحیح برقرار باشد مجالس عزاداری و هیئت های مذهبی که موازین شرع را به درستی رعایت می کنند، تاثیر تبلیغاتی مهمی در حفظ و گسترش اسلام دارد که با وجود آنها امکان ندارد چراغ دین خاموش شود.
و از طرف دیگر افرادی هم که تعدادشان کم نیست بدعت هایی در این مساله ایجاد کرده اند، کتابها و تاریخ های غیر واقعی و موهن تألیف کرده اند، مسائلی که هیچ اثری از آنها در روایات ائمه معصومین علیهم السلام دیده نمی شود،آورده و به آنها رسمیت بخشیده اند که اگر به تاریخ فقه و فقها نگاه کنیم می بینیم فقهای بزرگی همچون حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) و حضرت امام (ره) و دیگر مراجع معظم تقلید با این روش ها مخالف بوده و مخالفت خود را اعلام کرده اند و موفقیت های چشمگیری هم در این سالهای اخیر در اصلاح این روش بدست آمده است که امیدواریم با بالا رفتن روز افزون سطح آگاهی تمامی اقشار جامعه، ضمن محفوظ ماندن اصل عزاداری، بدعتهایی که در طول تاریخ توسط دشمنان دانا و دوستان نادان وارد شده است و چهره دین را لکه دار کرده بطور کامل برطرف شود.
[1]- مستدرک الوسایل ،ج10 ،ص 318 ، باب 49 :استحباب البکاء لقتل الحسین (ع).
پدید آورنده : محمود اکبری ، صفحه 124
مقدمه:
تمام اعمال و رفتار انسانها; چه فردی و چه اجتماعی، مشمول حکمی از احکام شرعی می باشد و تمام موضوعاتی که به گونه ای با رفتار آدمی ارتباط پیدا می کند، در فقه اسلامی دارای قانون و مقرراتی است . عزاداری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام نیز همچون سایر اعمال انسان دارای احکامی است که در این مختصر بدان می پردازیم .
لازم به ذکر است که برای جمع آوری این احکام، از فتاوا و سخنان مراجع معظم تقلید و عالمان بزرگوار تا آنجا که مقدور بوده ست سود برده ایم و از آنجا که دررساله های عملیه و استفتائات همه مراجع بزرگوار، درباره عزاداری در ابعاد مختلف بحث نشده است، فقط به فتاوا و استفتائات موجود بسنده کرده ایم .
احکام عزاداری
امام خمینی رحمه الله:
«عزاداری برای سیدالشهداء از افضل قربات و مایه تقویت روح ایمان و شهامت اسلامی و ایثار و فداکاری و شجاعت در مسلمین است .» (1)
سؤال: آیا بر پا کردن مراسم عزاداری [توسط زن] بدون اذن شوهر جایز می باشد؟
آیت الله نوری همدانی: در صورتی که از اموال شوهر باشد جایز نیست . (2)
سؤال: گاهی برخی از دسته ها که وارد مسجد می شوند، با کفش وارد می شوند، که نوعی بی احترامی به مسجد محسوب می شود، لطفا بفرمائید که این مسئله چه حکمی دارد؟
آیت الله نوری همدانی: اگر موجب هتک شود اشکال دارد . (3)
سؤال: در مورد زنجیر زنی که منجر به سیاه شدن یا مجروح شدن بدن می شود و همچنین غالبا پشت پیراهن افراد باز است و بیشتر درخیابان و معابر عمومی ظاهر می شوند، نظر شما چیست؟
امام خمینی رحمه الله: مانعی ندارد، مگر اینکه موجب ضرر فاحش بر بدن شود . (4)
سؤال: آیا برهنه شدن مردان با حضور زنان برای عزاداری عیب دارد یا خیر؟
آیت الله فاضل لنکرانی: مانعی ندارد و زنها نباید به بدن مرد اجنبی نظر کنند . (5)
سؤال: در مجالس زنانه، زنان مداحی و سخنرانی می کنند و صدای آنها به گوش مردان رهگذر می رسد . آیا این عمل جایز است؟
آیت الله فاضل لنکرانی: شنیدن صدای ایشان اگر در معرض ریبه و التذاذ نباشد حرام نیست . (6)
سؤال: سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ می باشد و منجر به زخمی شدن بدن و جاری شدن خون می شود چه حکمی دارد؟
آیت الله مکاری شیرازی: کیفیت عزاداری باید چنان باشد که بهانه ای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود . (7)
احکام علامت
سؤال: بسیاری از تکایا در ایام عزاداریهای مذهبی، اقدام به حمل «علاماتی » می کنند که به قیمت گزافی خریده شده و حمل آن نیز موجب اشکال است . این وسائل از نظر شرعی چه حکمی دارند؟
امام خمینی رحمه الله: اشکال ندارد . (8)
سؤال: حکم علمهایی که در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام از آنها استفاده می شود و بعضی دارای نقش و نگارهایی نیز هستند چیست؟
آیت الله فاضل لنکرانی: استفاده از آنها در عزاداری جایز است . (9)
سؤال: آیا جایز است پارچه و دستمالهایی را که در ایام محرم بر روی علم می بندند بفروش برسانند و در عزاداری و تعمیر حسینیه مصرف کنند؟
آیت الله فاضل لنکرانی: اگر در مراسم عزاداری محل حاجت نباشد و زاید بر متعارف باشد، می توانند بفروشند و به مصارف عزاداری و احتیاجات حسینیه ها برسانند . (10)
احکام تعزیه و شبیه خوانی
امام خمینی رحمه الله: تعزیه و شبیه خوانی اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود، اشکال ندارد ولی بهتر ست به جای آن، مجالس روضه خوانی برپا کنند . (11)
سؤال: آیا تعزیه و شبیه خوانی در مراسم عزاداری جایز است؟
آیت الله فاضل لنکرانی: اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود مانعی ندارد . (12)
آیت الله گلپایگانی رحمه الله: اگر تعزیه خوانی مشتمل بر استعمال آلات موسیقی نباشد و غنا و دروغ نخوانند و مرد لباس مختص به زن نپوشد، اشکال ندارد . (13)
سؤال: آیا تشبه به اهل بیت علیهم السلام در نمایش و تعزیه و غیر آن جایز است؟
امام خمینی رحمه الله: با مراعات احترام آنان جایز است . (14)
آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله صافی گلپایگانی: در صورتی که مستلزم اهانت نباشد مانعی ندارد . (15)
آیت الله علوی گرگانی: اگر تعزیه و شبیه خوانی موجب هتک حرمت به ساحت مقدس بزرگان دین شود، باید اجتناب شود . (16)
احکام استفاده از لباس سیاه
سؤال: آیا پوشیدن لباس سیاه در عزاداری امام حسین علیه السلام جایز است و آیا رجحان دارد؟
آیت الله فاضل لنکرانی: پوشیدن لباس سیاه در عزای امام حسین علیه السلام و دیگر ائمه علیهم السلام چون از مصادیق تعظیم شعائر است، واجد رجحان شرعی می باشد و عملا بزرگانی چون مرحوم آیت الله بروجردی در روز عاشورا از قبای سیاه استفاده می کردند . (17)
آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله نوری همدانی: پوشیدن لباس سیاه به عنوان اعلان حزن و اندوه در مصیبت امام حسین علیه السلام و ائمه علیهم السلام رجحان دارد . (18)
سؤال: آیا نماز خواندن با لباس سیاه بر عزاداران امام حسین علیه السلام مکروه است؟
آیت الله صافی گلپایگانی: چون لباس سیاه علامت عزاداران سیدالشهداء است و عزاداری آن حضرت کمال رجحان را دارد، لذا نماز خواندن با آن نیز مکروه نمی باشد . (19)
احکام قمه زدن
علامه امین عاملی: «قمه زنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم عزاداری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر، که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی، ایذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه اهل بیت را در انظار دیگران مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشی قلمداد می کنند . شکی نیست که این اعمال ناشی از وساوس شیاطین بوده و موجب رضایت خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت اطهار علیهم السلام نیست .» (20)
آیت الله حکیم رحمه الله: مرحوم آیت الله حکیم رحمه الله جواز قمه زنی را مقید به چهار شرط نموده است:
1- خوف ضرر وجود نداشته باشد .
2- عزاداری بر آن صدق کند .
3- باعث مسخره قرار گرفتن نشود .
4- عداوت و دشمنی دیگران را ایجاد نکند . (21)
سؤال: قمه زدن در عزاداری امام حسین علیه السلام چه حکمی دارد؟
امام خمینی رحمه الله: اگر موجب ضرر نباشد مانع ندارد، ولی در این زمان این عمل نشود . (22)
مقام معظم رهبری: اگر موجب وهن مذهب در زمان حاضر و یا مستلزم خوف خطر جان یا ضرر معتنی به باشد، جایز نیست . (23)
آیت الله جوادی آملی: چیزی که مایه وهن اسلام و مایه هتک حرمت عزادارای است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود . (24)
سؤال: اگر قمه زدن در عزاداریها موجب مرگ کسی شد، آیا این عمل خودکشی و گناه محسوب می شود؟
مقام معظم رهبری: اگر با خوف خطر جان اقدام کرده باشد، حکم انتحار دارد . (25)
سؤال: آیا قمه زنی جایز است؟ چنانچه در این خصوص نذری وجود داشته باشد وظیفه چیست؟
آیت الله فاضل لنکرانی: با توجه به اینکه ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام شناخته می شود، و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام است، باید با سوگواری و عزاداری امام حسین علیه السلام به گونه ای عمل شود که موجب گرایش بیشتر به آن حضرت گردد .
مسئله قمه زدن نه تنها نقشی ندارد بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچگونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد . لذا لازم است شیعیان از آن خودداری کنند . و چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد نذرصحیح نیست . (26)
آیت الله نوری همدانی: اشکال دارد . (27)
احکام موسیقی
مرحوم شیخ انصاری در مکاسب محرمه در پاسخ به کسانی که می گویند غنا می تواند زمینه گریه کردن را فراهم نماید، می فرماید: چنین شیوه ای نمی تواند مقدمه مستحب یا مباح قرار گیرد و باید به عموم ادله حرمت غنا تمسک نمود . (28)
مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمه الله در منتهی الآمال می فرماید: عزاداران امام حسین علیه السلام بر وجهی سلوک کنند که زبان نواصب دراز نشود و از استعمال محرمات از قبیل غنا که غالبا نوحه ها خالی از آن نیست و حکایات ضعیفه مظنونة الکذب احتراز نمایند و شیطان را در این عبادت بزرگ راه ندهند . (29)
سؤال: در رادیو مدح ائمه طاهرین علیهم السلام با واقعه کربلا را با وزن و ساز و با لحن خوب می خوانند . آیا استماعش جایز است یا خیر؟
امام خمینی رحمه الله: اگر غنا و موسیقی نباشد مانع ندارد . (30)
سؤال: هیئتهای نوازنده و کسانی که درمراسم تشییع جنازه شهداء موزیک عزا می زنند، از لحاظ شرعی چه حکمی دارد؟ و آیا خرید و فروش آن لوازم حرام است یا خیر؟
امام خمینی رحمه الله: خرید و فروش آلات لهو حرام است و موسیقی مطرب جایز نیست و صداهای مشکوک مانع ندارد . (31)
سؤال: آیا زدن طبل و شیپور در تعزیه حضرت سیدالشهداء علیه السلام جایز است یانه؟
امام خمینی رحمه الله: اگر از آلات لهو و لعب نباشد و وهن بر مذهب هم نشود مانع ندارد . (32)
سؤال: آیا در عزاداری سیدالشهداء استفاده از طبل و دهل جایز است؟
آیت الله فاضل لنکرانی: استفاده از آلات لهو و لعب حرام است ولی طبل و دهل و امثال آن جزء این آلات نیست . (33)
احکام عاشورا
1- روزه روز عاشورا و روزی که انسان شک دارد روز عرفه است یا عید قربان مکروه است . در روایت آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: بنی امیه نذر کردند که اگر موفق به قتل امام حسین علیه السلام شوند، روز شهادت او را جشن بگیرند و مبارک بشمارند و روزه بگیرند و روزه در آن روز سنت آل امیه است، لذا ائمه اطهار علیهم السلام به جهت مخالفت با این طایفه تبهکار و عدم هماهنگی با آنان، روزه عاشورا را نهی کردند . (34)
2- در روز عاشورا مستحب است که انسان تا عصر بدون قصد روزه از خوردن و آشامیدن خودداری کند . (35)
3- بسیار مناسب است که در روز عاشورا کار و کسب تعطیل شود، مگر در حد ضرورت .
امام رضا علیه السلام فرمود: «من ترک السعی فی حوائجه یوم عاشورا قضی الله له حوائج الدنیا و الاخرة; (36) کسی که کار و تلاش برای برآوردن حوائج خود را در روز عاشورا ترک کند، خداوند نیازهای دنیا و آخرت او را برطرف می سازد .»
سؤال: در ایام سوگواری امام حسین علیه السلام نماز مقدم است یا عزاداری؟
آیت الله فاضل لنکرانی: بهتر آن است که نماز را مقدم دارند، همانطور که امام حسین علیه السلام روز عاشورا هنگام ظهر نماز ظهر اقامه کردند . (37)
پی نوشت ها:
1) استفتائات امام خمینی، ج 2، ص 28 و استفتائات جدید آیت الله مکارم، ج 1، ص 158 .
2) هزار و یک مسئله، آیت الله نوری همدانی، ج 2، ص 180 .
3) هزار و یک مسئله فقهی، ج 2، ص 40 .
4) استفتائات امام خمینی، ج 3، ص 580 .
5) جامع المسائل، ج 1، ص 619، س 2162 .
6) همان، ص 625، س 2183 .
7) استفتائات جدید، ج 1، ص 158، س 57 .
8) استفتائات امام خمینی رحمه الله، ج 2، ص 28، س 72 .
9) جامع المسائل، ج 1، ص 623، س 2173 .
10) همان، س 2179 .
11) استفتائات امام خمینی رحمه الله، ج 2، ص 28، س 71 و ج 3، س 44 و 40 و 47 و 33 .
12) جامع المسائل، ج 1، س 2165 .
13) مجمع المسائل، ج 1، ص 559، س 77 .
14) احکام خانواده، عبدالرحیم موگهی، طبق فتوای امام خمینی رحمه الله، ص 336 .
15) جامع المسائل، آیت الله فاضل لنکرانی، ج 1، س 2166 و جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج 2، ص 132 .
16) اجوبة المسائل، ص 365 .
17) جامع المسائل، ج 1، ص 621، س 2170
18) جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج 2 ، ص 130، س 1590; هزار و یک مسئله، آیت الله نوری همدانی، ج 2، ص 180، س 602 .
19) جامع الاحکام، ج 2، ص 130، س 1591 .
20) اعیان الشیعه، ج 10، ص 363 .
21) فتاوی العلماء والاعلام فی تشجیع الشعائر الحسینیه .
22) استفتاءات، ج 3، ص 581، س 38 .
23) بیانات رهبری و استفتائات آیات عظام پیرامون عزاداری عاشورا، ص 35 .
24) همان، ص 42 .
25) همان، ص 35 .
26) جامع المسائل، ج 1، ص 623، س 2172 .
27) هزار و یک مسئله، ج 2، ص 179، س 597 .
28) مکاسب محرمه، رحلی، ص 39 .
29) منتهی الامال، ج 1، ص 468، آخر زندگی امام حسین علیه السلام .
30) استفتائات امام خمینی رحمه الله، ج 2، ص 16، س 36 .
31) همان، ص 18 .
32) همان، ج 3، ص 583، س 45 .
33) جامع المسائل، ج 1، ص 623، س 2174 .
33) تحریر الوسیله، ج 1; جواهر، ج 7، ص 107 .
35) توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 906 .
36) عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ص 268 .
37) جامع المسائل، ج 1، ص 623 .
پدید آورنده : روح اله حبیبیان ، صفحه 36
خدمت همه سروران گرامی عرض می شود که بنا شد اگر خدا بخواهد و توفیق رفیق باشد در هر شماره شمه ای از احکام مبتلابه (این مبتلابه که خیلی می شنوید یعنی احکام مورد نیاز که با آن ها درگیر هستیم) را خدمتتان بگوییم.
پیش از آغاز ذکر دو نکته کم پرمنفعت نیست:
1. بزرگان دین فرموده اند هیچ یک از افعال و حرکات و سکنات ما بدون یکی از احکام خمسه (منظورم احکام پنج گانه یا همان واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح» است) نیست.یعنی اگر حضرت عالی فی المثل برای عزیزی SMS هم می دهید بسته به نیت شما که شاد کردن دل دوستی یا اهانت به قشر خاصی و یا خدای نکرده اذیت بنده خدایی باشد این SMS کم ارزش یکی از احکام مستحب یا حرام یا... را دارد. این را عرض کردم تا عزیزی نگوید: احکام عزاداری دیگر چه صیغه ای است؟!»
2. خیلی از کارها در شرائط عادی حکم شخصی خودشان را دارند اما همین که در شرائط خاصی قرار گرفته و عنوان جدیدی پیدا کنند حکم دوم» یا به اصطلاح فقهی حکم ثانوی» برایشان ایجاد می شود. مثلا دروغ گفتن به خودی خود حرام است اما اگر نجات جان انسانی یا حفظ آبروی بی گناهی در گرو دروغ گفتن است همین دروغ حرام تبدیل به واجب می شود و حکم ثانوی، جایگزین حکم اصلی اش می شود. در نتیجه نباید دربارة خیلی از رفتارهای مشکوک زود قضاوت کرد چه بسا به واسطه شرائط و عناوین ویژه اش احکام متفاوتی پیدا کند البته باید به این نکته مهم هم توجه داشت که تشخیص نوع احکام ثانوی و میزان اهمیت آن ها در مقدم شدن یا نشدن بر احکام اولی مربوط به فقها و اهل فن است...
اما احکام مربوط به عزاداری معمولا در چند بخش مطرح می شود که آن ها را در قالب پرسش و پاسخ ارائه می دهیم:
1. ایا سینه زنی یا رفتارهای نظیر آن که موجب صدمه بدن می شود از نظر اسلام حرام نیست؟
از نظر شرعی، ضررزدن به بدن حرام است اما این که چه ضررهایی شرعا حرام محسوب می شوند جای دقت بیشتری دارد مثلا اگر شما برای گرفتن کارت حضور در جلسه کنکور مجبور به ایستادن در صفی طولانی باشید که احیانا در نهایت پر و پایتان حسابی درد بگیرد یا برای پاس کردن دو واحد تربیت بدنی مجبور شوید ده تا بارفیکس با مشقت بسیار بروید و تا دو روز گرفتگی عضلات ساعد و بازو را تحمل کنید یا حتی در هوای سرد زمستان برای خواندن نماز صبح مجبور شوید با آب سرد وضو بگیرید و احیانا دچار عوارض خشکی و پژمردگی پوست بشوید، در همه این موارد به بدنتان ضرر رسانده اید اما عقلا تحمل این ضررهای ناچیز، صحیح و قابل قبول است. به عبارت دیگر در بسیاری از این موارد این ضررها از دید عقلا ضرر محسوب نمی شود و یا اگر بشود با توجه به هدفی که درپی آن بودید تحملش عاقلانه است. معیار شرع هم همین است یعنی صرف قرمز شدن پوست و امثال آن، از دید شرع ضرر مورد توجه» یا به اصطلاح فقهی معتنابه» محسوب نمی شود و در نتیجه اشکالی ندارد و اگر هم احیانا ضررهایی باشد که انسان در حالت عادی تحمل آن را بر خود روا نمی دارند (مثلا ده ساعت همراهی با هیئت با پای پیاده در زمین ناهموار و پر از خاک و خاشاک) به واسطه احیای عزاداری سالار شهیدان که یکی از ضرورت های مذهب محسوب می شود از نظر شرعی اشکالی ندارد.
دربارة قمه زنی یا سینه زنی با تیغ و امثال آن هم تقریبا مسأله از جهت ضرر و صدمه ای که به بدن وارد می شود روشن است اما اگر ادعا شود زخم آن به طور معجزه آسایی بهبود می یابد و در هرحال از این جهت اشکالی ندارد، باید به یک حکم ثانوی هم توجه داشت و آن این که برخی از این رفتارها موجب سوء برداشت و یا سست شدن مبانی مذهبی در ذهن دیگران یا به اصطلاح وهن مذهب» است که یقینا حرام است چنان که بعضی از مراجع به این حکم تصریح دارند (استفتاءات مقام معظم رهبری، مسأله 1461)
2. استفاده از ابزار و آلات موسیقی در دسته های عزاداری چه حکمی دارد؟
در این باره دو بحث متفاوت مطرح است یکی خود آهنگ های مورد استفاده که اگر آهنگ های محرک و مورد استفاده در مجالس لهو و لعب (مجالس گناه و خوش گذرانی های حرام) باشد حرام است و این ربطی به خود آلات موسیقی ندارد و شامل سبک های مداحی هم می شود، و دیگری ابزار مورد استفاده که اگر ابزار متداول نظیر طبل و سنج و شیپور باشد که بیشتر در امور نظامی و... به کار می رود صرف استعمال آن ها اشکال ندارد اما اگر آلات مورد استفاده در مجالس لهو و لعب باشد استفاده از آن ها حتی اگر به خودی خود اشکال نداشته باشد (که در بعضی موارد دارد: استفتاءات رهبر مسأله 1164) با این حال به دلیل عدم تناسب آن ها با فضای عزاداری اهل بیت علیهم السلام سزاوار دانسته نشده است (همان، مساله 1448).
3. سبک های خاص سینه زنی و کارهایی نظیر صدای سگ درآوردن و امثال آن چه حکمی دارد؟
بسیاری از این رفتارها شاید به خودی خود اشکالی نداشته باشد. فرض کنید شما یک ساعت تمام درون حمام صدای حیوانات مختلف را درآورید! هیچ اشکالی ندارد اما در مجالس عمومی از دو جهت ممکن است این کارها دچار مشکل باشد.
اولا: از دست دادن حرمت و منزلت انسانی در اجتماع که حفظ آن بر هر فردی واجب است. در نتیجه اگر برخی حرکات یا سبک های عزاداری در منظر عموم صورت خوبی نداشته و مورد تمسخر قرار گیرد حرام است و اصولا: انگشت نماشدن یا به اصطلاح فقهی شهرت» از دیدگاه شرع مذموم است چون با حرمت یک انسان مومن منافات دارد!
ثانیا: برخی از این رفتارها مصداق وهن مذهب» و عامل تمسخر و مورد استهزاء واقع شدن معارف دینی است که در این صورت یقینا حرام است.
البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که درباره بعضی از رفتارها که به ظاهر خلاف عرف است در خصوص روز عاشورا استثنا قائل شده اند؛ چون در آن روز همه عالم عزادار اباعبدالله هستند. نقل شده یکی از مراجع نجف در روز عاشورا ناگهان عمامه از سر برداشت و با پای برهنه به میان عزاداران دوید و...، بعدها از ایشان به دلیل این رفتار خلافشان که حفظش برای امام جماعت لازم است سوال شد ایشان فرمودند: امام زمان (عج) را دیدم که در بین عزاداران با سر و پای برهنه مشغول عزاداری بود... جان عالم فدای خاک پای برهنه اش)
4. ایا گفتن برخی جملات از زبان اهل بیت یا خواندن اشعاری که دربردارنده رفتارها یا گفتارهایی از اهل بیت است که سند تاریخی ندارد و یا خیال پردازانه است، دروغ بستن به اهل بیت محسوب نمی شود؟
در این یاره هم مسأله دو صورت دارد گاهی نحوه بیان مطالب و ارائه روضه به صورتی است که کاملا شکل بیان واقعة تاریخی و نقل عین جملات اهل بیت را دارد در این صورت ذکر وقایع بدون سند و مدرک صحیح نیست و به نحوی دروغ بستن به ایشان است، اما گاهی مقام بیان و حال وهوای موجود در فضای روضه به نوعی پرداخت خیال گونه و شاعرانه یا به قول مداح ها زبان حال» است که معمولا در اشعار بیشتر رواج دارد در این صورت، فرض دروغ بستن مطرح نیست فقط باید مراعات حرمت اهل بیت و جایگاه بلند اخلاقی و معنوی آن ها در انتساب رفتارها و گفتارها بشود.
آیا بعضی از آداب و رسوم عزاداری امام حسین(ع) خلاف شرع نیست؟
پرسش:
1- نظر شما در رابطه با آداب و رسومی که در بعضی از کشورها، در ایام عزاداری امام حسین(ع)مخصوصاً در روزعاشورا انجام می دهند مثل زینت اسبها ، زینت گهواره ها، درست کردن علم وتبرک جستن به آن و گریه با صدای بلند وقربانی کردن، چیست؟
پاسخ:
مراسم اباعبدالله الحسین ازافضل قربات واکمل عبادات است. بنابراین باید هرچه پرشکوهتر برگزار شود. اما رفتارهایی که مایه وهن مذهب اهل بیت(ع) وبد نامی ساحت مقدس ابا عبدالله باشد ، حرام است وباید درحد امکان وتوان ازآن پیشگیری کرد .
البته گاهی به عنوان سمبل ونشانه که یادآور زمان عاشورا باشد بطوریکه مورد وهن قرارنگیرد اشکالی ندارد. مثل اینکه زینت گهواره ها، یاد وخاطره حضرت علی اصغر (طفل شیرخواره امام حسین) ودیگراطفال حاضردرصحنه عاشورا ومظلومیت آنهارا درذهنها زنده می کنند و یا زینت اسبها ، ذهن ها را متوجه به میدان جنگ رفتن امام(ع) و یاران آن حضرت می سازد .
البته درمورد گریه باصدای بلند بر مصائب حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در بسیاری ازروایات سفارش شده است.[i]
مراسم اباعبدالله ازمصادیق اعلای «ومن یعظم شعائرالله فاٍنهامن تقوی القلوب(22:32) وهرکس شعائر خدا را بزرگ دارد درحقیقت آن{نشانه}پاکی قلبهاست» میباشد، و سزاواراست درمراسم اباعبدالله شرکت کنید ویاد اورا گرامی بدارید ورفتار ناشایست برخی، نباید مانع شرکت شما درمراسم شود.
[i].محمدی ری شهری، میزان الحکمة، عاشورا، باب 2737
پرسش:
آیا مردها می توانند با بدن برهنه در حضور زنان زنجیرزنی و سینه زنی و عزاداری کنند ؟ زنجیر زنی و پوشیدن لباسهای سیاه برای عزاداری در ماه محرم چه حکمی دارد؟
پاسخ:
بنا بر نظر حضرت امام ره و برخی دیگر از مراجع عالیقدر تقلید زنجیرزنی و سینه زنی مردها با بدن برهنه در حضور زنان، در صورتی که موجب مفسدهای نشود اشکالی ندارد. و بر زنان واجب است که از نگاه کردن به بدن نامحرم اجتناب کنند.[i]
اما اصل زنجیر زنی ،مادامی که حدود شرعی آن رعایت شود و به نحو متعارف باشد(موجب وهن مذهب در مقابل مردم و یا باعث ضرر بدنی قابل توجه نشود و به عنوان یک عمل عرفی، عامل ابراز حزن و اندوه و احساسات عزادار باشد، اشکال ندارد . ولی چنان چه موجب ضرر بدنی یا عمل حرام دیگری شود، جایز نیست.[ii]
پوشیدن لباس سیاه جز در عزاداری ائمه علیهم السلام مکروه است.
بطور کلی هر عملی که نشانگر نمادی از حادثه خونبار کربلا باشد و عنوان محرمی بر آن صدق نکند و به عنوان یک بدعت نباشد و موجب وهن مذهب نباشد، اشکال ندارند.
[i]امام خمینی ،استفتائات،ج3،سوالات متفرقه ،س46
[ii]همان ، سوالات 34و37

قطرات اشکم گواه گوشه ای از گداختن جانم در فراق توست .
حسین من فرزند جاهلیت ثانیم و گمشده در دریای ظلمت ، از امت آخرالزمانم و در کربلای تو حضور نداشتم ، اما از اعماق وجودم این صدا را می شنوم که فریاد بر می آورد :« یا لیتنی کنت معکم » .
نمی دانم اگر در روز عاشورا بودم و از تو می پرسیدم که آیا من نیز می توانم جزو اصحاب عاشورائیت قرار بگیرم یا نه ؟ ، تو در پاسخم چه می فرمودی ، اما گمان می کنم که می فرمودی :« اصحاب من انس و اشتیاقشان به مرگ چون اشتیاق کودک است به سینه مادر و تو نیز نیک در خویش بنگر که اگر چنین انس و اشتیاقی به مرگ داری تو نیز از اصحاب کربلائی ما یی و گر نه، نه .»
و من عرضه می داشتم « حسین جان ، نمی دانم ، ولی مگر نه این که صحرای کربلا به وسعت همه تاریخ است و تا کسی را به امتحان کربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد، من هنوز در عرصه ابتلاء قرار نگرفته ام تا بدانم که چون بریر بن خضیرم یا اینکه چون فرزند ضحاک تا عصر عاشورا بیشتر با تو نیستم و از تو می خواستم که برایم دعا کنی و چند کلمه ای در گوشم نجوا کنی تا همچون زهیر بن قین بجلی از عثمانی بودن به حسینی بودن و از محب بودن به عاشق بودن پرواز کنم و در رکاب اصحاب عاشورائیت قرار بگیرم .»
حسین جان ، من نیز صفات عثمانی در ایمانم رسوخ کرده است و در خود نمی بینم که چون پروانگان درگاهت، از آنانی باشم که سپر دینند و نه جزو آنانی که دین سپر آنهاست، از آنانی که نماز به پا می دارند و زکات می دهند برای رسیدن به معبود، و منیت من در پیشگاهت از صفات عثمانیم سر چشمه گرفته است و گر نه باید چون قطره ای از دریا در حضورت نیست و نابود باشم .
ای فرزند فاطمه ، بعد از آن نجوا و پیدا کردن لیاقت برای همراهی و حضور در رکابت ، چون حبیب بن مظاهر در شب عاشورا با اصحابت مزاح می کردم، چرا که فردا روز وصال بود و برای عاشق، شیرین ترین حادثه، وصال به معشوق است .
حسین جان ، اگر افتخار شمشیر زدن برای دفاع از دین و قرآن را در کنار تو پیدا می کردم زیباترین رجزم را در مقابل دشمن، شعار آن غلام حبشی فدا شده در راهت قرار می دادم که بانگ بر می آورد :« حب الحسین اجننی » و چون پروانه بر آتش می زدم تا حرارت و شور عشق را با تمام وجود احساس کنم و برای بشریت جاودانه بمانم .حسین جانم ، ای ستاره عشق در آسمان لایتناهی اندیشه الهی که هیچ پرنده بلند پروازی قدرت رسیدن به افق هایت را ندارد ، نمی دانم که این سخنانم از اعماق وجودم است و یا باز مثل همیشه جملاتی ظاهری که می آیند و می روند .
حسین جان ، اگر در کربلایت بودم ، خاک پای اسبان و شتران یاران ملکوتیت می شدم و اگر در کربلا بودم اشک چشم کودکان کاروانت .
و وای بر من ، اگر در کربلا بودم و شرمنده رخسار زینب می شدم و وای بر من اگر در کربلا بودم و لیافت شهادت در راهت را پیدا نمی کردم ، آن گاه بود که حقا بر من واجب بود که مخاطب ندای « فقتلو انفسکم » قرار می گرفتم .
و حسین اینها اگرهای نفس است و روزگار، بادیه هول ابتلائات است و هر روز عاشورائیست و هر جا کرب و بلایی و مرا نیز یقیناً به امتحان کربلای تو خواهند آزمود و امروز از تو می خواهم که ای کشتی نجات دستم را بگیری و ندای یا لیتنی کنت معکم مرا نیز بپذیری تا دیگر از من نپرسند اگر در کربلا بودی ...
از ابزار و وسایل عزاداری امام حسین (ع) که در هیئتها و دسته های مذهبی به کار گرفته می شود . علامت به معنای نشانه است . این علامتها هم نشانه های گروههای عزادار محسوب می شده است و کسانی هم که آن را حمل می کردند ، « علامت کش » بودند ، یعنی علم بردار . به نوشته دهخدا : « صلیب مانندی که بر چوب یا آهن افقی آن از سوی پایین شالهای ترمه آویزند و از سوی زبر لاله و تندیسهایی از مرغ و جز آن نصب کنند و در میان زبانه ای از فلز طویل دارد و بر نوک آن فلز پر یا گلوله ای از شیشه الوارن نصب کنند و این زبانه های فلزی که به « تیغ » مشهور است ، سه یا پنج باشد و در مراسم عزاداری محرم پیشاپیش دسته ها به حرکت آرند » . (927)« شیئی است فلزی و کار صنعتگران اصفهان که قدمت آن به عهد سلاطین صفوی می رسد ، دارای تعدادی زبانه ، گنبد ، گلدان و
صفحه 320
طاووس بوده و آن را با شالهای سبز و سیاه و قهوه ای و پر طاووس و سکه های نقره و شمشیر و قمه و خنجر زینت می کنند و در آخر دسته ها به حرکت در می آورند ... عده ای از جوانان هم نذر می کنند که همه ساله باید در بردن علمات ، سهم داشته باشند » . (928) به آن علمات هم می گویند . شباهت آن به صلیب ، می رساند که پس از ارتباط ایران با اروپاییها در عصر قاجار ، از آیینهای مذهبی مسیحیت اقتباس شده است . به هر حال ، نمودها و مظاهری است که گاهی عزاداران را از محتوا و اصل عزاداری و اقامه شعائر دینی باز می دارد .
927 - لغت نامه ، دهخدا .
928 - تاریخ تکایا و عزاداری قم ، ص 214 .